najva.kateban.com - Articles by Dr. Mahdi Farhani Monfared


--(صفحه اصلى)--
جستجو
نویسنده

 
 
 
   

فهرست آثار
 
 
   نخستین اثری که به قلم من انتشار یافت، یک شعربود.سال 1361، وقتی هنوز سال سوم دبیرستان بودم، اولین شعرهایم در مطبوعات منتشر شد و تقریباً تا سال1366 به ...

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۶
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • مهر
  • آخرین نوشته ها
  • نوشته‌های بی‌مخاطب
  • گزارشی از برگزاری هفتمین کنفرانس دوسالانه‌ی مطالعات ایرانی در کانادا
  • تاریخ ایران و دنیای غزل حافظ
  • تأسیس رشته‌ی ایرانشناسی و باقی قضایا
  • فلسفه‌ی نظری تاریخ و ویژگی‌های آن
  • تأملاتی در باب تواریخ سیستان
  • درباره‌‌ي دکتر فریدون آدمیت
  • تبریک نوروزی
  • دوباره طوفان، دوباره عشق
  • منبع تاریخی چیست؟

  • سایت های دیگر
    www.fmonfared.com
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    elham malekzadeh از

    از اينكه ناصرالدين شاه افكار جالبي داشته نبايد گذشت،ولي آيا مي توان به واقعيتي كه در سخن او بوده اعتقاد داشت؟منظورم اين است كه حقيقتي به نام يهود هست،روايات متعددي از ارض موعود هم هست،حس مالكيت و غريزه هويت هم كه انكار نشدني است،آيا اين خواسته نياز طبيعي افرادي كه در اين بن بست قرار دارند قابل پذيرش ميتواند باشد؟ناصرالدين شاه با اين نگاه آيا فردي جلوتر از زمان و رئاليست مي تواند باشد؟

    ارسال شده در سه شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۹ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۵۹۷۹ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۴۴


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2007-04-24

    رساله‌ی «مجمع التهانی و محضرالامانی» از محمد طوسی

       در سال 830 هجری قمری در مسجد جامع هرات، فردی به نام احمد لر که  یکی از پیروان فرقه‌ی حروفیه  دانسته شد، به شاهرخ تیموری حمله کرد و وی را کارد زد. شاهرخ از این سوء قصد جان سالم به‌در برد، اما احمد لر را در مسجد پاره پاره کردند(فصیح خوافی، 84/2) و پس از آن سرکوبی حروفیان در قلمرو حکومتی شاهرخ آغاز شد.

       اگر واقعاً احمد لر پس از سوء قصد نافرجام به جان شاهرخ در همان مسجد پاره پاره شده باشد، نمی‌توان قاطعانه این اقدام را کار حروفیان دانست. در عین حال، روشن است که این فرقه و پیروان رو به‌فزونی آن از مشکلات حکومت تیموریان، حتی در زمان خود تیمور بوده و شاهرخ نیز با آن فرقه رو در رو بوده است. به هر حال، با فراهم شدن این بهانه‌ سرکوبی پیروان فرقه‌ی حروفیه آغاز شد.

       روشن است که این سرکوبی، با تبلیغات وسیع حکومتی در لزوم حفظ دین و قلع و قمع ملحدان و مرتدان همراه ودر صدد برانگیختن احساسات دینی مردم نیز بوده است. رساله‌ي محمد طوسی با عنوان«مجمع التهانی و محضرالامانی» به احتمال فراوان برای بایسنغر فرزند شاهرخ  نوشته شده‌است. در متن نسخه‌ی دستنوشته‌ نام بایسنغر... خان آمده است. این نام نمی‌تواند بایسنغر بن محمود، یعنی نواده‌ي سلطان ابو سعید تیموری باشد. او از سال 900 تا 906 هجری قمری در ماوراءالنهر حکومت می‌کرد و در آن زمان مسائل تیموریان ماوراءالنهر یا خطر اوزبکان بود و یا ستیزها و اختلافات خاندانی و دیگر موضوع حروفیان محلی از اعراب نداشت. در عین حال دلیل مستندتر اینکه شاهرخ در زمان نگارش رساله زنده بوده است و عقلانی نیست که رساله ، هفتاد سال بعد از مرگ شاهرخ نوشته شده باشد.

       حکومت شاهرخ تیموری نیز از حربه‌ی دین در برابر دین استفاده کرد. در برابر داعیه‌های دینی، گرایش‌های صوفیانه و باورداشت‌های کلامی حروفیان به شریعت و فقاهت روی آورد و به سختگیری در انجام فرایض و منع و انکار نواهی و منکرات پرداخت. بد دینان و اباحی مذهبان را از دایره‌ی شریعت غرّاء نبوی خارج دانست و به تعقیب و زجر و هدم آنان پرداخت. در این میان بساط خود شیرینی و بادمجان دورقاب چینی برای ملایانی فراهم شد که عربی‌دان و قرآن خوان بودند؛ چند آیه‌ی قرآن از بر داشتند و آن را اسباب تقرب به ارباب دنیا و دستیابی به مقاصد دنیوی قرار می‌دادند.

       محمد طوسی نیز از این دست نویسندگان است. رساله‌اش چیزی ندارد جز دعا به جان سلطان و خاندان او و مدح و ستایش حکومت و حکومتگران و دشنام و نفرین و لعنت به مخالفان و معاندان و بد دینان و ملحدان. در سراسر رساله نه می‌توان سلاستی یافت، نه ذوق و مهارتی و نه اندیشه و ریشه‌ای. شعرها به مقتضای روزگار همه خام و ضعیف و دست دهم است و هیچ نمک و شیرینی و چاشنی کلامی و ادبی و فکری در متن دیده نمی‌شود.

        شاید تنها نکته‌ي تایخی متن این باشد که در صفحه‌ی 19 رساله از تشکیل «مجلس تفحص و دیوان تجسس» سخن می‌راند که البته ممکن است چنین مجلسی به‌عنوان  نمایش حکومتی و عوام‌فریبی برگزار شده باشد؛ البته نه برای احمد لر، بلکه برای حروفیانی که در پی اقدام او به دام بلا گرفتار آمده بودند. از لطایف کار محمد طوسی آن است که وقتی هم نام فضل‌الله استرآبادی گمراه و کافر را ذکر می‌کند او را با خطاب«مولانا» می‌خواند که از احتمالاً باید از سهویات مؤلف ملحد ستیز «مجمع‌التهانی» باشد.

       «مجمع التهانی و محضرالامانی» در ضمن مجموعه‌ای به شماره‌ي 477 در گنجینه‌ي نسخ خطی کتابخانه‌ی ملی ملک تهران نگهداری می‌شود و 33 برگ است. زمانی در صدد چاپ آن رساله بودم، نسخه‌ی دستنوشته‌ی آن را از کتابخانه‌ی ملک گرفتم و استنساخ آن را آغاز کردم، ولی هر چه پیش‌تر رفتم بیش‌تر به بی‌فایدگی و بی‌محتوا بودن رساله پی بردم. آن را کنار گذاردم و گمان دارم که اگر این رساله‌ فایده‌ای تاریخی داشته باشد، آن فایده در حد همین یادداشت افاده شده است و به تصحیح و چاپ آن نیازی نیست.  

     

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ جمعه 14 دي 1386 ساعت 12:26 بعدازظهر (نظر بدهید)

    رساله‌ای از محمود پسیخانی گیلانی: رشح‌البیان و شرح‌التبیان

       زمانی درصدد بودم رسالهٔ دکترای خود را درباب نقطویان بنویسم. کار را با مطالعات اولیه و رایزنی‌ها و رایجویی‌های مقدماتی آغاز کردم. در میان آن جستجوها، یکی رفتن به مشهد مقدس و رسیدن به خدمت استاد فاضل احمد گلچین معانی بود(روانش شاد و روح پر فتوحش قرین رحمت حق باد). به پایمردی استاد عزیزم دکتر محمد جعفر یاحقی وقتی برای ملاقات از ایشان گرفتم و در ملازمت جناب آقای دکتر یاحقی به منزل ایشان رفتم. استاد سخت بیمار بود و توان سخن گفتن نداشت. از او پرسیدم که نمی‌دانم بعد از رسالهٔ دکتر صادق کیا دربارهٔ پسیخانیان، می‌توان چیز تازه‌ای دربارهٔ این فرقه یافت و حرف تازه‌ای زد یا نه؟ پاسخ استاد این بود که من نمی‌توانم به تو نشانی کتاب و نسخهٔ خاصی را بدهم، ولی همین‌قدر می‌توانم بگویم که کار را شروع کن و در میان فهرست‌ها و تذکره‌ها آنقدر خواهی یافت که تصورش را نمی‌کنی. این سخن استاد برایم هم کلید بود و هم گنج و به پشتوانه و اعتماد آن برای انجام پژوهش مصمم شدم.

       همچنین نامه‌ای نوشتم به استاد گرانقدر و دانشمندم جناب آقای ذکاوتی قراگزلو و از ایشان نیز مدد و راهنمایی خواستم. پاسخ ایشان نیز امیدوار کننده و راهگشا بود. از سر لطف و کرامت استادی درجواب نامه‌ام مرقومه‌ای فرستادند و در آن تأکید کردند که این موضوع هنوز برای پژوهش ظرفیت بسیاری دارد و تنها برای هریک از دو رسالهٔ محمود پسیخانی که در کتابخانهٔ ملی ملک نگهداری می‌شود(رسالهٔ میزان و رسالهٔ مفاتیح‌القلوب) می‌توان یک رسالهٔ دکتری نوشت و این سخن نیز بسیار امیدوارم کرد.

        بگذریم از‌ اینکه اجازه نیافتم آن پژوهش را سامان دهم و به‌پایان برم و پس از ماهها تلاش مشتاقانه کارم را متوقف کردم، ولی به‌هر حال در همان ماه‌ها به‌خوبی دریافتم که در مورد آن فرقه، رسائل و معتقداتش و تکاپوهای فکری و سیاسی پیروانش در ایران و شبه قارهٔ هند می‌توان رساله‌ها نوشت و هنوز کاری انجام نشده است. همچنین به‌آگاهی‌هایی دست یافتم که امیدوارم بتوانم بخشی از آن یافته‌ها را به مرور زمان بنویسم، هر چند دیگر  انگیزهٔ شروع دوبارهٔ آن کار را درخود نمی‌بینم.

       در کتابخانهٔ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران میکروفیلم نسخه‌ای با شمارهٔ 2930 وجود دارد که استاد شادروان مجتبی مینوی آن را از یکی از کتابخانه‌ای ترکیه برای دانشگاه  تهران تهیه کرده و به‌آن مرکز تقدیم داشته‌اند. نام کتاب «رشح البیان و شرح التبیان»اثرمحمود پسیخانی‌گیلانی‌است. ایشان نسخه را «نسخهٔ نفیس و بی‌نظیر» دانسته‌اند و دربارهٔ آن نوشته‌ ‌اند:

    رشح‌البیان و شرح‌التبیان تألیف محود پسیخانی؛ نسخهٔ حاضر در سنهٔ 1058 در عقائد نقطویه به‌خط یکی از پیروان این فرقه نوشته شده. این فرقه تا زمان صفویه وجود داشته و به‌طوریکه در عالم آرای عباسی می‌نویسد، شاه عباس کبیر حین سفر مشهد در شهر کاشان پیشوای این فرقه را هلاک ساخت به‌دست خود. کتب و رسائل معتقدات این‌قوم به‌کلی معدوم و نابود شده و هیچ در دست نیست و نسخهٔ حاضر که حاوی کلیهٔ اصول و عقاید نقطویون است با اسلوب خاص تألیف [شده] و منبع ذی‌قیمت و مهمی است برای تحقیق و کشف معتقدات آنها.

       کتاب 279 صفحه و چهار هزار و صد و شصت سطر است و 69 بیان؛ کاتب و محرر نسخه، خواجه نجیب عجمی ثروی ابن میرزا خان رستمداری صالحانی المسکن[است].

       نام کتاب را اینجانب به‌پیروی از صاحب اولیهٔ آن که در پشت جلد و صفحهٔ اول است «رشح‌البیان و شرح التبیان» ثبت کردم، ولی در دیباچه که دقت شود، اگر از سهل‌انگاری در نقطه گذاری کاتب نباشد «رسخ البیان و فتح التبیان» خوانده می‌شود و این نام با معتقدات این‌فرقه و مطالب کتاب بی‌مناسبت نمی‌باشد».

    ایشان فهرستی نیز برای معرفی مطالب نسخه تهیه کرده و در آغاز نسخه قرار داده‌اند که برای بررسی و کاوش در نسخه  سودمند است.

       این تنها یکی از رسائل محمود پسیخانی گیلانی است. همانگونه که به نقل از مکتوب استاد ذکاوتی اشاره‌ شد، دو رسالهٔ دیگر نیز در کتابخانهٔ‌ ملی ملک موجود است و البته این همهٔ رسائل نیست. رسائل دیگری نیز شناخته آمده است که به یاری خدا در یادداشتی دیگر بدان رسائل خواهم پرداخت.

     

     

     

     

     

     

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ جمعه 13 مهر 1386 ساعت 3:50 بعدازظهر (نظر بدهید)

    najva.kateban.com -- copyright: 2007 © -- Powered by kateban.com