najva.kateban.com - Articles by Dr. Mahdi Farhani Monfared


--(صفحه اصلى)--
جستجو
نویسنده

 
 
 
   

فهرست آثار
 
 
   نخستین اثری که به قلم من انتشار یافت، یک شعربود.سال 1361، وقتی هنوز سال سوم دبیرستان بودم، اولین شعرهایم در مطبوعات منتشر شد و تقریباً تا سال1366 به ...

موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۶
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۷
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • مهر
  • آخرین نوشته ها
  • نوشته‌های بی‌مخاطب
  • گزارشی از برگزاری هفتمین کنفرانس دوسالانه‌ی مطالعات ایرانی در کانادا
  • تاریخ ایران و دنیای غزل حافظ
  • تأسیس رشته‌ی ایرانشناسی و باقی قضایا
  • فلسفه‌ی نظری تاریخ و ویژگی‌های آن
  • تأملاتی در باب تواریخ سیستان
  • درباره‌‌ي دکتر فریدون آدمیت
  • تبریک نوروزی
  • دوباره طوفان، دوباره عشق
  • منبع تاریخی چیست؟

  • سایت های دیگر
    www.fmonfared.com
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    elham malekzadeh از

    از اينكه ناصرالدين شاه افكار جالبي داشته نبايد گذشت،ولي آيا مي توان به واقعيتي كه در سخن او بوده اعتقاد داشت؟منظورم اين است كه حقيقتي به نام يهود هست،روايات متعددي از ارض موعود هم هست،حس مالكيت و غريزه هويت هم كه انكار نشدني است،آيا اين خواسته نياز طبيعي افرادي كه در اين بن بست قرار دارند قابل پذيرش ميتواند باشد؟ناصرالدين شاه با اين نگاه آيا فردي جلوتر از زمان و رئاليست مي تواند باشد؟

    ارسال شده در سه شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۹ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۳۶۰۵۱ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۴۴


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2007-04-24

    تقدیر

    اگر می‌خواستی تقدیر باشی می‌توانستی

    و یک فرجام بی‌تغییر باشی می‌توانستی

     

    اگر می‌خواستی خواب پریشان خیالم را

    تو خود زیباترین تعبیر باشی می توانستی

     

    در این قاب خیالی، قاب خالی، قاب بی تقدیر

    اگر می خواستی تصویر باشی می توانستی

     

    اگرمی‌خواستی ـ لیلای من ـ  اسطوره ای شیرین

    جهان افروز و عالمگیر باشی می توانستی

     

    دلت می‌خواست گر متن تمام شعرهایم را

    تو خود شیواترین تفسیر باشی می توانستی

     

    برای لحظه‌های گیج بی سامان بی تدبیر

    اگر می‌خواستی تدبیر باشی می‌توانستی

     

    برای دست و پای  سرکشی‌های جنون بارم

    اگر می‌خواستی زنجیر باشی می‌توانستی

     

    نه دیگر جز تو تقدیری ندارم بی‌جهت گفتم:

    اگر می‌خواستی تقدیر باشی می‌توانستی

     

     

     

     

     

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ پنجشنبه 1 آذر 1386 ساعت 8:19 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    به نام کوچک کوچک بخوان مرا

    تو حرف می‌زنی اما صدا صمیمی‌ نیست

    هوای بی‌رمق واژه‌ها صمیمی نیست

    تو حرف می‌زنی اما چرا نمی‌شنوم

    چرا صدای تو روشن، چرا صمیمی نیست؟

    دو دست خاکی ما جاده‌های رابطه بود

    چه سال‌هاست که این جاده‌ها صمیمی نیست

    نگاه ما سخن تازه‌ای نمی‌گوید

    و خودنمایی لبخندها صمیمی نیست

    نمی‌توان به کسی دل سپرد و عاشق بود

    سلام مبهم آیینه تا صمیمی نیست

    به عشق می‌نگرم، این چراغ خاطره سوز

    اگرچه روشن و بی‌ادعا، صمیمی نیست

    به نام کوچک کوچک بخوان مرا ای یار!

    که در میان من و تو، شما صمیمی نیست 

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ سه شنبه 1 آبان 1386 ساعت 9:12 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    غزل ماه: اگر می خواست

     

     

     

    لبخند فرتوتم جوان می‌شد اگر می‌خواست

    دستان سردم مهربان می‌شد اگر می‌خواست

     

    این بوته‌زار خشک پاییزی به اعجازش

    یک روز باغ ارغوان می‌شد اگر می‌خواست

     

    این آسمان تیره، این تا بی‌نهایت ابر

    طوفانی از رنگین کمان می‌شد اگر می‌خواست

     

    از آبشارانی که می‌دانی و می‌دانم

    طبع غزلسازم روان می‌شد اگر می‌خواست

     

    آن بی شکست آن فاتح نستوه بی‌آرام

    این جنگجوی پیر آن می‌شد اگر می‌خواست

     

    ***

    اما نمی‌خواهد دگر بیهوده می‌گویی

    دل اینچنین یا آنچنان می‌شد اگر می‌خواست

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ يكشنبه 1 مهر 1386 ساعت 1:23 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    با یک نیزهٔ کوچک

     

     

     

     

    تصمیم گرفته‌ام در اولین روز هر ماه غزلی را در وبلاگم بگذارم؛ اگر بود، نوسروده و اگر نه غزلی از گذشته. این غزل اگر چه از نظر تاریخ سرودن تازه نیست، امّا از نظر وزن و شیوهٔ بیان تازگی‌هایی دارد که شاید ارزش یکبار خواندن را داشته باشد

     

     

    آمـــــد به رویارویی امــــــواج با یک نیــــزهٔ کوچک

    می‌خواست از دریـــا بگیرد باج، با یک نیزهٔ کوچک

     

    چون شاهکــــــــان عرصـــهٔ افسانه‌های دور در ذهنش

    تصویری از یک تخت، با یک تاج، با یک نیزهٔ کوچک

     

    آیینه‌ها را می‌کشد در بند خود با یک نگاه خــــــــــــرد

    خورشیـــــــــــدها را می‌کند تاراج، با یک نیزهٔ کوچک

     

    یا با فـــلاخن قلّــــــه‌‌های دورتر را می پــــــراند سنگ

    یا آســــــــمان را می‌کند آماج با یـــــک نـــیزهٔ کوچک

    000

    تصــــــــویر ما، تصویر رویاهای ما شاید همین باشد

    یک عمر می‌جنـــــــگیم با امواج، با یک نیزهٔ کوچک

     

    ارسال شده توسط دکتر مهدی فرهانی منفرد در تاريخ پنجشنبه 1 شهريور 1386 ساعت 11:23 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    najva.kateban.com -- copyright: 2007 © -- Powered by kateban.com