آمار بازدید
بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۵۱٫۶۲۴ نفر
بازدیدکنندگان امروز : ۵ نفر
تعداد یادداشت ها : ۴۷
بازدید از این یادداشت : ۲٫۲۸۸

پر بازدیدترین یادداشت ها :
<font face="arial,helvetica,sans-serif" size="4"><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><p /></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes"></span></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes"> </span><span lang="FA">هنر کاریکاتور پیشینه‌ای به قدمت تاریخ مکتوب بشر دارد. شاید بتوان گفت قدیم‌ترین کاریکاتور نمونه‌هایی است که از حفّاری‌های شهر پمپی به‌دست آمده و به 1900 سال قبل برمی‌گردد. با این حال شکل گیری آنچه امروزه به نام کاریکاتور می‌شناسیم، محصول تحولات دوران نوزایی غرب است. </span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>هرچند در سدهٔ شانزدهم نیز می‌توان به نمونه‌هایی از کاریکاتور در آثار هنرمندان اروپایی دست یافت، ولی پیدایش کاریکاتور را باید مربوط به ایتالیای سدهٔ هفدهم میلادی و هنرمندی به نام آگوستینو کاراچی(</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">Caracci</span><span dir="rtl"></span><span style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span> </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">Agustino</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span>) دانست. کاراچی ایتالیایی اولین هنرمندی بود که برای سرگرمی خود ودوستانش، از چهرهٔ انسان‌های واقعی تصاویر خنده آورمی کشید. کسانی که از کارگاه او دیدن میکردند سوژهٔ تصاویر وی می‌شدند. <span style="mso-spacerun: yes">  </span>پس از کاراچی،جیوانی برنی‌نی (</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">Giovanni Barnini</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span>) ایتالیایی نیزاز <span style="mso-spacerun: yes"> </span>پیشگامان هنر کاریکاتور بشمار می‌آید. با این حال شرایط سیاسی اجتماعی آن روز ایتالیا <span style="mso-spacerun: yes"> </span>به‌گونه ای نبود که این هنر <span style="mso-spacerun: yes"> </span>گسترش و رشد چشمگیری داشته باشد. در اواخر همان سده، این هنر به هلند، فرانسه و انگلستان راه یافت و با ظهور هنرمندان بزرگی چون رومین دو هوگ(</span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">Romin De Hoog</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span>) هلندی، «ویلیام هوگارت</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="ltr"></span>(William Hugart)</span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span> انگلیسی و دیگران این هنر به رشد خود ادامه داد.<a style="mso-endnote-id: edn1" href="#_edn1" name="_ednref1"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr" style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[1]</span></span></span></span></a> </span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">  </span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">به‌رغم این مقدمات که در تاریخ پیدایش کاریکاتور می‌توان یافت، باید به نکته‌ای مغفول در تاریخ پیدایش این هنر اشاره کرد. استاد کمال‌الدین بهزاد را شاید بتوان یکی از پیشگامان هنر کاریکاتور در ایران نام داد. وی که در فاصلهٔ سال‌های 854 تا 864 در هرات دیده به جهان گشود و در دوران اوج فعالیت هنری خود در دستگاه </span><span dir="ltr"></span><span lang="FA" dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span dir="ltr"></span><span style="mso-spacerun: yes"> </span></span><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">تیموریان و ملازم دربار سلطان حسین میرزا بایقرا بود، دارای نمونه آثاری است که به نظر می‌رسد نوعی کاریکاتور باشد. </span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>در کتاب <i>بدایع‌الوقایع</i> اثر ارزشمند زین‌الدین محمود واصفی هروی دربارهٔ حضور بهزاد در دربار حسین بایقرا مطالبی نقل شده که شایان توجه است:</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 72pt 10pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">« ... پادشاه مغفور مبرور ... از میان هنرمندان این صنعت و سحر آفرینان این حرفت استاد بهزاد نقاش را که مصوّران هفت اقلیم سر تسلیم پیش او فرود آورده بودند ... اختیار فرموده بود و او را مانی ثانی لقب نموده، هرگاه که این پادشاه عالیجاه را غمی یا المی پیرامون خاطر گردیدی و غبار قبضی بر مرآت ضمیر منیر رسیدی، مشارالیه صورتی برانگیختی و پیکری برآمیختی که به مجرّد نگاه کردن حضرت پادشاه در وی، آینهٔ طبعش از زنگ کدورت و صفحهٔ خاطرش از نقوش کلفت فی‌الحال متجّلی گشتی<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و جناب استاد ماهرالاصناف<span style="mso-spacerun: yes">  </span>همواره صور متنوعه به همراه خود داشتی که به وقت حاجت به‌کار برد ی و اکثر صورت امیربابا محمود را که از جملهٔ امرای بزرگ عظیم‌الشأن<span style="mso-spacerun: yes">  </span>و کبرای سترگ رفیع‌المکان درگاه عالم پناه بود، به اوضاع مختلفه تصویر می‌نمود و میر مذکور صورت عجیب و هیأت غریب داشت ...»<a style="mso-endnote-id: edn2" href="#_edn2" name="_ednref2"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr" style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[2]</span></span></span></span></a></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>در همین ارتباط شایان ذکر است که پیش از بهزاد، نقاشان در ترسیم نمایی درشت و نزدیک از سیمای اشخاص یا پرتره سازی توفیقی نداشتند. چهره‌ها و شکلها همه یکسان از کار در می‌آمد، طرح صورت‌ها یکنواخت می‌شد<span style="mso-spacerun: yes">  </span>وتنها آرایش لباس‌ها و تزئینات سر و صورت وجه تمایز شخصیت‌ها از هم بود. بهزاد نخستین کسی بود که این روش را اصلاح کرد و از شاه و درباریانش تصاویری با صورت‌ها و اندام‌های گوناگون کشید. در حوزهٔ تصاویر اشخاص کار بهزاد پایه‌ای شد برای گسترش بعدی هنر پرتره سازی یا به تعبیر برخی نویسندگان«یکّه تصویرسازی» که در دربار بابریان هند<span style="mso-spacerun: yes">  </span>رواجی چشمگیر یافت و به اوج خود رسید<a style="mso-endnote-id: edn3" href="#_edn3" name="_ednref3"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr" style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[3]</span></span></span></span></a>.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>ارنست کونل با تکیه بر ویژگی‌های سبک‌شناسانهٔ آثار بهزاد، هم‌سنجی‌های زمان‌نگارانه و قرائن تاریخی برای بازشناسی آثاری که به‌طور قطعی به بهزاد تعلق دارد از آثاری که در انتساب آنها به او تردید جدی وجود دارد کوشیده است. درمورد یکی از آثار بهزاد، او به‌رغم آنکه بر صحت انتساب اثر به بهزاد صحّه می‌گذارد، ولی نمی‌تواند اعجاب خود را از غیر معمول بودن اثر پنهان دارد. نکتهٔ تردید آفرین و تأمل برانگیز تصویر، شکل ترسیم اسب است؛ اسب بی‌ظرافت ترسیم شده، گردنش به‌طور مبالغه شده‌ای بزرگ است و نگاهی خیره و ثابت دارد. کیفیت‌های غیر معمول مختلف در این تصویر به گونه‌ای است که به تعبیر کونل نه سزاوار سلطان حسین بایقرا و نه درخور بهزاد است. کونل نتیجه‌می‌گیرد که به‌رغم وجود هماهنگی‌های قطعی میان این اثر و کارهای بهزاد، انتساب قطعی آن به بهزاد قانع کننده نیست.<a style="mso-endnote-id: edn4" href="#_edn4" name="_ednref4"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr" style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[4]</span></span></span></span></a> <span style="mso-spacerun: yes"> </span></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>پیشتر در نقل قولی از واصفی هروی اشاره شد که بهزاد سابقهٔ آفرینش <span style="mso-spacerun: yes"> </span>تصاویری با ابعاد غیر واقعی را در کارنامهٔ خود دارد. با این توصیف شگفت زدگی‌ کونل از کیفیت این اثر بهزاد قابل توجیه است. آیا نمی‌توان این کار را نیز اثری با ابعاد غیر معمول یا به تعبیر امروزین کاریکاتور دانست و از متفاوت بودن ابعاد آن شگفت زده نشد؟</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "><span style="mso-spacerun: yes">   </span>اگر نکته‌ای را که واصفی هروی بدان اشاره ‌می‌کند و این کیفیت غیر معمول اثر بهزاد را که کونل از درک دلیل متفاوت بودن آن ناتوان مانده است در کنار هم قرار دهیم، به این نتیجهٔ منطقی و همچنین تاریخی دست خواهیم یافت که کاریکاتور پیش از آنکه در سدهٔ شانزدهم اروپا نمونه‌هایی بیابد و در سدهٔ هفدهم توسط کاراچی متولد شود، در ایران دورهٔ تیموری وجود داشته‌است. نکته‌ای که در تاریخ پیدایش کاریکاتور بدان بی‌توجهی شده و پوشیده مانده است و باید تاریخ‌نویسان این رشته از هنر آن را جدی بگیرند و در آثار باقی مانده از بهزاد به دنبال قرائن و شواهد آن باشند.</span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 72pt 10pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span></p><p /><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span></p><p /><div style="mso-element: endnote-list"><br clear="all" /><hr align="left" width="33%" size="1" /><div id="edn1" style="mso-element: endnote"><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 250%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><a style="mso-endnote-id: edn1" href="#_ednref1" name="_edn1"></a><i><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 250%"><font face="Calibri"><span style="mso-spacerun: yes"> </span>.1</font></span></i><i><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: ">برای آگاهی بیشتر از تاریخچهٔ پیدایش کاریکاتور نگاه کنید به مقالهٔ«تاریخچهٔ پیدایش کاریکاتور روزنامه‌ای» در سایت </span></i><i><span style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 250%"><a href="http://www.massoudmehrabi.com/"><span dir="ltr" style="COLOR: windowtext; TEXT-DECORATION: none; text-underline: none"><font face="Calibri">www.MassoudMehrabi.com</font></span></a></span></i><font face="Calibri"><i><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 250%"><span style="mso-spacerun: yes">                   </span><span style="mso-spacerun: yes">                                                                                                                                        </span></span></i><i><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 250%; FONT-FAMILY: "></span></i></font></p><p /></div><div id="edn2" style="mso-element: endnote"><p class="MsoEndnoteText" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><a style="mso-endnote-id: edn2" href="#_ednref2" name="_edn2"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr"><span style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[2]</span></span></span></span></span></a><font face="Calibri"><font size="2"><span dir="ltr"> </span><span dir="rtl"></span></font></font><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span><font size="2">. زین الدین محمود واصفی هروی، <i>بدایع الوقایع در تاریخ سمرقند، هرات، تاشکند، بخارا و بدخشان</i>، به کوشش الکساندر بولدیروف، تهران، 1349 خورشیدی، جلد 1، صفحهٔ 901.</font></span></p><p /></div><div id="edn3" style="mso-element: endnote"><p class="MsoEndnoteText" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><a style="mso-endnote-id: edn3" href="#_ednref3" name="_edn3"><span class="MsoEndnoteReference"><span dir="ltr"><span style="mso-special-character: footnote"><span class="MsoEndnoteReference"><span style="FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: ">[3]</span></span></span></span></span></a><font face="Calibri"><font size="2"><span dir="ltr"> </span><span dir="rtl"></span></font></font><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span><font size="2">. مهدی غروی، «جادوی رنگ»، <i>هنر و مردم</i>، سال 12، شمارهٔ 144(مهر 1353)، صفحهٔ 22.</font></span></p><p /></div><div id="edn4" style="mso-element: endnote"><p class="MsoEndnoteText" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt"><a style="mso-endnote-id: edn4" href="#_ednref4" name="_edn4"></a><span dir="rtl"></span><span class="MsoEndnoteReference"><span lang="AR-SA" dir="rtl" style="FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span><font size="2">4</font></span></span><span dir="ltr"></span><span style="mso-bidi-language: FA"><span dir="ltr"></span><font face="Calibri" size="2">.Ernest Kuhnel, “History of miniature painting and drawing” in: <i>A Survey of Persian<span style="mso-spacerun: yes">  </span>art from prehistoric times to present, Vol.V The art of book and textiles, </i>London, n.d., P.p. </font></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" dir="rtl" style="FONT-FAMILY: "><span dir="rtl"></span><font size="2">.1829-2896</font></span></p><p /></div></div><p /><p> </p><p /><p> </p></font>
دوشنبه ۵ شهريور ۱۳۸۶ ساعت ۱۷:۰۰
نظرات



نمایش ایمیل به مخاطبین





نمایش نظر در سایت

کشاورز قاسمی
۸ شهريور ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۰۱
عالی بود
آیا این موضوع جایی برای پژوهش دارد