
به اقتفا و اقتدای بر استاد محمد آصف فکرت و ترانک ایشان، غزلکی تقدیم می شود:
دو جرعه از غــــزل تازهام بزن خوب است
بنوش جـــام غزل را، شــراب مکتـوب است
دو قطـــره غم، کمی اندوه در غزل بـد نیست
غمـــی که چاشنی چشــــمهای مرطـوب است
نه رنــج میدهــدت نـــــــه خمــــار بیدرمان
بخوان و باز بخوان، این شراب مرغوب است
غزل نه نان، نه شراب است تــــرجمان دل است
اگرچه زخمی و محزون، اگرچه مصلوب اسـت
دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۵:۲۶
نمایش ایمیل به مخاطبین
نمایش نظر در سایت
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
از غزل دلنشین شما محظوظ شدم و از عنایتتان متشکرم. در مورد ترانک باید عرض کنم که این واژه را برای "لندَی" که یک "نوع" یا ژانر ادبی زبان پشتو و به معنای "کوتاه" است، هنگام گزیینش و ترجمۀ کتابی به همین نام " لندی - ترانکهای مردمی پشتو" که به همت نشر هشتم در مشهد چاپ شد، برگزیدم و بعید نیست که پیش از آن نیز کاربرد داشته بوده باشد. اما اکنون دوستان بسیار این واژه را به کار می برند و بنده نیز از آن استفاده می نماید. شاد و موفق باشید و طبع خوشتان همچنین و همیشه خوش باد. با احترام مجدد