
در سالهای دانشجویی در مشهد، گاهی روزهای جمعه به انجمن ادبی فرّخ میرفتم و شعری میشنیدم و گاهی شعری نیز میخواندم. مرد خوش ذوقی در این نشستها بود که هر وقت یکی از حاضران شعر یخ و بی نمکی میخواند، به خواهش و اصرار، شعر را از شاعرش میگرفت؛ با این عنوان که من درصددم تذکرهای فراهم آورم و حیف است نام و شعر شما زینت بخش آن تذکره نباشد! گاهی نیز طوری که نزدیکانش میشنیدند میگفت: این شعر به درد تذکرهٔ من میخورد. یک روز دل به دریا زدم و از او پرسیدم، واقعاً این شعرهای ضعیف سخیف را برای تذکرهٔ ادبی جمع میکنید یا قصد مزاح دارید؟ او هم گفت که بهراستی میخواهد تذکرهای از شعر ناشاعران فراهم آورد و شعر های ضعیف، بی نمک و خنک شاعران دروغین را در آن تذکره گرد آورد. البته این سؤالات همیشه در ذهن و دل من باقی ماند که چنین تذکرهای به چه کار میآید و آیا خوانندگانی هم خواهد داشت یا نه؟
بعد ها در برخی فهارس نسخ خطی نام و نشانی یافتم از تذکرهای که با همان انگیزه فراهم آمده بود. تذکرهنویسی در زبان فارسی با انگیزههای مختلف صورت میگرفته است. بعضی تذکرهنویسان واقعاً میخواستهاند شعر بزرگان و معاصران خوش ذوق خویش را برای دور ماندن از دستبرد حوادث روزگاران، در مجموعهای گردآورند؛ بیشتر اوقات هم شاعری درجه چندم برای اینکه شعرش در هیچ جایی ثبت نمیشده و خوانندهیی نمییافته، تذکرهای تدارک میدیده و صفحات متعددی از آن را به ذکر شرح حال و اشعار خود اختصاص میداده و از این رهگذر کام دل برمیآورده است(صد البته در دوران رواج وبلاگ نویسی این انگیزه دیگر معنای خود را از دست داده است). گاهی هم کسی برای حمایت از یک زبان، تذکرهٔ سرایندگان آن زبان را گرد میآورده و چون امیر نظامالدین علیشیر نوایی تذکرهٔ مجالسالنفائس(تذکرهٔ ترکی سرایان) را فراهم میآوردهاست. برخی هم برای ماندگار کردن نام شاعران یک شهر یا منطقه، تذکرهٔ شاعران همان شهر یا منطقه را فراهم میآوردند. امّا فراهم آوردن تذکرهای برای ثبت اشعار سبک و بیارزش انگیزهای منحصر به فرد است.
میرزا محمد علی مذّهب اصفهانی متخلص به بهار (در سنین پیری: فرهنگ)، با همین انگیزه تذکرهای پدید آورده و در تضاد با آتشکدهٔآذر آن را تذکرهٔ یخچالیه نام نهاده است. میرزا محمد علی، با عباراتی جزیل و انشایی بهاسلوب آتشکده، از کردار ناپسند و گفتار ناسودمند عدهای از یاوهسرایان و هرزهدرایان عصر خود که دعوی شاعری و سخنوری داشتند سخنرانده است.
در روزگار محمد شاه قاجار که حکومت اصفهان به منوچهر خان گرجی داده شد، این میرزا محمد علی در جرگهٔ ستایشگران او درآمد و بنا بهدستور همو کتابی مشتمل بر بیست هزار بیت در بارهٔ منوچهر خان گرجی و شعرای معاصر ستایشگرش به رشتهٔ نگارش درآورد و آن را «مدایحالمعتمدیه» نام نهاد.
استاد شادروان محمد محیط طباطبایی در مقدمهای که بر چاپ سوم تذکرهٔ یخچالیه نگاشته اند، میگویند که برخی معاصرین میرزا محمد به وی رشک بردند و قصاید او در مدح معتمدالدوله را منتحل از دیوان سید حسین مجمر زوارهای دانستند. بهار نیز برای کینهکشی از بدگویان و عیبجویان تذکرهٔ یخچالیه را مشتمل بر نظم و نثر به رشتهٔ نگارش در آورد. محیط طباطبایی میافزاید، هر چند نویسنده در مقدمهٔ کتاب مدعّی است که در شرححالها نظر بهکسی ندارد، ولی چنانکه پدرم از قول سخنوران پنجاه سال پیش اصفهان نقل میکرد هر ترجمهای مربوط به یکی از معاصرین اوست و تا آن زمان هنوز نکته سنجان اصفهان میتوانستهاند برخی از تراجم احوال را درست با اسم و رسم یکی از معاصرین او تطبیق کنند.
صفای زوارهای صاحب «انجمن روشن»، دربارهٔ این اثر مینویسد: «باری فرهنگ از سخنان سرد سرایان خنک اندیشه و خنک گرایان سرد پیشه گنجینهای را فراهم کرده، یخچالیهاش نام نهاده و درهای شادمانی برروی خواننده و شنونده گشاده است. اگر چه نگارنده بر آن است که گفتههای پریشان و پراکندهٔ او از دیگر ژاژسرایان سردتر است و در خنکی خود فرهنگ از دیگر کم سنگان بی فرهنگتر.
باری، بار نخست کتاب در سال 1290 قمری به اهتمام محمد حسین ادیب ملقب به ذکاء الملک به چاپ رسیده و گویا همان کار بعد ها تجدید چاپ شده است. استاد شادروان احمد گلچین معانی آن تذکره را برای بار سوم به زیور طبع آراستهاند که در پایان مقدمهٔ کتاب تاریخ 1321 خورشیدی دیده میشود. همانطور که نوشتههای پراکندهٔ بهار در این باب خیلی زود نایاب میشد، نسخههای چاپی کتاب نیز اکنون نایاب است.برای آگاهی بیشتر از این تذکره باید مراجعه کنید به خود تذکره و مقدمهٔ عالمانه و همچنین مقدمهٔ فاضلانهٔ استاد محمد محیط طباطبایی در شرح حال بهار یا فرهنگ. بسیار میتوان از این تذکره و مقلدان و آن نوشت اما برای آنکه سخن به درازا نکشد، چند بیت از قصیده ای را که در تذکرهٔ «انجمن روشن» آمده و از مؤلف تذکرهٔیخچالیه است میآورم و دو نمو نهٔ خلاصه شده از شرح حالهای تذکره را پایان بخش این نوشتار قرار میدهم:
تبارکالله از آن روزها و آن مه و سال
که بخت بود مساعد مرا و فرّخ فـــــــال
زمـــــــــانه بود بهکامم بهروزگار شباب
چه روز گذرانیدهام باین احــــــــــــــوال
هزار سال نشاید نوشت دیوانــــــــــــــــی
که من نوشتم آن ترّهات در یکســــــــــال
چه غورهها که فشردم من انـــدرآن بستان
چه آبها که فسردم من انـــــــدر آن یخچال
چو یخ فسرد دل و طبع بنده تـــــــــا کردم
ز شعر چون یخ، یخچال خویش مالامـــال
به روزگار من آن دام ضحک و مسخرهام
که کردهاند به من خندهها نساء و رجـــــال
به ترّهات نگاری مرا نباشد نقـــــــــــــــص
بهمضحکات نویسی رســــــــیدهام به کمال
من آن عروسم در حجلهٔ کمـــــال که هست
ز ترّهات مرا گوشواره و خلخــــــــــــــــال
مرّکب آمد نام از محمد و علــــــــــــــــــیم
اگر چه نیست رهم در بســـــــیط بیتالمال
کتاب مضحکه گوئیم گشت یک خـــــروار
اگر چه نیست کمالم فزون ز صد مثـــــــقال
بجز مزخرف نجهد بجای خون زرگـــــــم
فرو برند اگر نشتــــــــــــــــــریم در قیفال
زبسکه مسخرهام هر کجا که میگـــــــذرم
چنان بود که تــــــــو گویی رود خر دجّال
سمند مسخرگی چون بهزیر زین دارم
به مضحکات نویســـــی چرا نبندم یال
همیشه کردم هجــــــــو اعزّه و اشراف
همیشه گفتم مــــــــــــدح اشرّه و ارذال
منم که شد تـــن مردم زمن به تــیر زبان
ز حرفها و سخنهای سخت چون غربال
نمونهها:
1) در شرح حال شاعری به نام جلال مینویسد:«جلال مردی است مفطور به عدم کمال و شخصی است مشهور به خبث احوال. از نشو و نما یافتگان دارالسلطنهٔ اصفهان و از چرا دیدگان مرتع آن سامان. غباوتش را پایهٔ چندان و خرافتش را مایهٔ آنسان که شب از روز و دی از تموز ندانستی، به حدّی امساکش بر مزاج غالب گشته که هرگزش خوی از بدن و موی از ذقن برنیامدی، بلکه چون او بخیلی، بهخیلی و در راه دنائت چون او ذلیلی دلیلی نبود... ».
2) در شرح حال شاعری بهنام شوقی چنین میآورد:«شوقی، نامش آقا علی، جوانی بود چرختاب و از شدّت غباوتش در چرخ تاب. عظیم الّجثه، قوی البنیه و از ورزش کنان اصفهان و از پهلوانان آن سامان، لکن ریاضت در مزاجش جز تولید بلغم و در دماغش جز تسویهٔ دم نکردی ... مدتی در دارالمرز گیلان مخذول پهلوانان زمان بوده و، اینک بازآمده که طبعی قادر و شعری حاضر آوردهام و آن اینست:
ندارد پنجهات سرپنــــــــجهٔ شیر
به پیش صوت تو بلبل سرش زیر
از این درگاه تو جایی نمیرم
اگرببرند سرّم را به شمشیر!»
نمایش ایمیل به مخاطبین
نمایش نظر در سایت
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .